منهاج سراج

6

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

گردانيد ، و معرف او خود بود ، خلق او را هزار مرده [ ( 1 ) ] گفتندى [ بدين سبب او را منكبرنى لقب فرموده بود ] و چون رايات اعلى به حضرت مراجعت كرد ، كبير خان [ آن ] ولايت را در قبض و تصرف خود [ ( 2 ) ] آورد و معمور گردانيد ، و بعد از مدت دو سال يا چهار سال او را به حضرت باز طلبيد و پلول به دو داد بوجه ما يحتاج حال ( و ) چون عهد شمسى انقراض پذيرفت سلطان ركن الدين ، حوالى سنام به دو داد [ ( 3 ) ] و چون ملك جانى از لوهور ، و ملك كوچى از هانسى [ ( 4 ) ] به جهت مخالفت حضرت با هم جمع شدند ، كبير خان با ايشان موافقت نموده ، و مدتى حشم سلطان ركن الدين را تشويش دادند ، و بعاقبت چون سلطان رضيه به تخت نشست ، بدر شهر آمدند ، و مدت مديد شهر و حوالى را زحمت دادند و با بندگان دولت درگاه سلطنت مقاتلات [ ( 5 ) ] كردند تا سلطان رضيه با مواعيد خوب در سر ( او را ) از ان طايفه جدا افگند ، ( او ) بموافقت ملك عز الدين [ محمد ] سالارى ، به خدمت درگاه پيوست ، و بآمدن ايشان سلطان او بندگان درگاه او را و اهل شهر را قوت تمام حاصل [ ( 6 ) ] شد ، و ملك كوچى و [ ملك ] جانى منهزم شدند [ ( 7 ) ] سلطان رضيه او را اعزاز فرمود [ ( 8 ) ] و لوهور با تمامت مضافات و اطراف آن مملكت به دو مفوض گردانيد [ ( 9 ) ] و مدتى آنجا بود ، بعد از چندگاه تغييرى [ ( 10 ) ] در مزاج حضرت با او ظاهر شد ( و ) در شهور سنه ست و ثلثين و ستمائة رايات اعلى رضوى به طرف لوهور نهضت فرمود [ ( 11 ) ] و كبير خان از پيش [ او ] برفت ( و از آب راوى عبره كرد ، تا حدود سودره برفت ) و رايات اعلى او را تعاقب نمود ( و ) چون ديد كه جز خدمت طريق ديگر ممكن نيست ، مطاوعت كرد و ملتان حوالهء او شد ، چون مدتى برآمد ، لشكر مغول در موافقت منكوته نوين ، و طاير بهادر روى به طرف لوهور نهاد [ ند ] كبير خان در ولايت سند چتر برگرفت ، واچه در ضبط آورد . و در مدت نزديك بعد از آن مخالفت ، برحمت حق پيوست در شهور سنه تسع و ثلثين و ستمائة .

--> [ ( 1 ) ] مط : مشرف كرده او را در ميان خلق اياز هزار مرده گفتندى به لقب كبير خان منكيرنى مشرف كرد ، چون [ ( 2 ) ] مط : ولايت را در ضبط آورد و تصرف كرد ، و معمور [ ( 3 ) ] مط : بد و مضاف كرد ، سنام بضم و تشديد نون بين غزنى و كنوج ( قنوج ) واقع بود ، كه تا قنوج 70 فرسنگ و تا غزنه 121 فرسخ فاصله داشت ( كتاب الهند 101 ) [ ( 4 ) ] راورتى : ملك علاء الدين جانى از لاهور ، و ملك سيف الدين كوچى از هانسى [ ( 5 ) ] اصل : مقالات [ ( 6 ) ] مط : ظاهر شد [ ( 7 ) ] مط : گشتند [ ( 8 ) ] مط : اعزاز وافر نمود [ ( 9 ) ] مط : كرد ، [ ( 10 ) ] مط : بعد از چند سال اندك تغيرى [ ( 11 ) ] مط : كرد .